به عقیده شما، وضعیت امروز مردم و ملت ما در جریان شناخت و سپس مبارزه با استکبار در چه مرحلهای قرار دارد؟ آیا مردم به درستی دشمن خود را میشناسند و درک صحیحی از عملکردش دارند؟
مهندس ضرغامی: شرايط امروز کشور ما، بسیار مشابه است با آبانماه 58 و بحبوحه اشغال لانه جاسوسی. دورانی که طی آن، بسیاری از روشنفکرها چون نمیتوانستند با تحلیلهای ناقص خودشان انقلاب را درک کنند، یا راهشان را از انقلاب و مردم جدا کردند، یا دچار افسردگی و عزلت شدند و یا بعضاً دست به خودکشی زدند.
این شرایط، شرایطی بود که دشمنان انقلاب و در رأس آنها آمریکا کارشان را شروع کرده و با سرعت به پیش میبردند؛ سفارت آمریکا و یا همان لانه جاسوسی، اسماً محلي بود که به تأیید دولت موقت، آمریکاییها در آن حضور داشتند و افراد درون دولت موقت هم نوعاً به خاطر مشي ليبراليشان با آنها رابطه هم داشتند.
کسی مثل امیرانتظام و بقیه که به راحتی میتوانستند تفکراتشان را با غرب تطبیق بدهند و از این روی، آمریکا برای آنها و برای بعضی مردم مشروعیت ظاهری داشت و میتوانستند همه کارهایشان را از طریق سفارت انجام دهند.
در چنین شرایطی، واقعهای اتفاق افتاد که در بدو امر، خیلی از مسئولین مثل مرحوم آیت الله مهدوی به دلایلی که قطعاً هم عقلانی بود - دلایل امنیتی و... - با آن مخالف بودند، اما امام (ره) قاطعانه از آن حمایت کردند و آن را انقلاب دوم نامیدند. چون ایشان اعتقاد داشتند مردم باید یک قدم جلو بروند و آمریکا و استکبار را بهتر و کاملتر بشناسند. به تعبیر دیگر، کاری را که دانشجوها آغازگر آن بودند و خیلی هم از آن انتقاد شد، امام (ره) جلو بردند و تکمیل کردند.
اسنادی که بعدها از این سفارتخانه پیدا شد و البته بسیاری از آنها را هم خود عوامل سفارت از بین برده بودند، نشانگر گزینههای روی میز آمریکا بود در آن مقطع. گزینهها و اقداماتی که هر کدام از آنها قادر بود حکومتی را ساقط کند؛ اسناد توطئههایی از قبیل توطئه خلق کُرد، خلق عرب، ترکمن و...
لانه جاسوسی که تسخیر و بسته شد، این توطئههای ظاهری به نحو چشمگیری از بین رفت و متوقف شد.
وقتی اسناد به مرور و با تلاش دانشجویان بیرون میآمد، خیلی از مردم دنبال اسمها و آدمها بودند که آنها افشا شوند؛ اما مهمتر از آدمها، این بود که بشود دستورالعملها و راهکارهای جاسوسی و نفوذ آمریکاییها را از طریق اسناد به جای مانده به دست بیاوریم.
شرایط امروز ما، شرایطی که آن را پس از برجام نامگذاری کردهاند، بسیار تفاوت دارد با شرایط قبلی. تا الان خیلی از کشورهای غربی ما را تحویل نمیگرفتند. حال که زمینهای فراهم شده برای داشتن رابطه با آنها، این وضعیت خیلی خوبی است؛ اما بایستی ضوابط را رعایت کنند. ضوابطی که رهبری مکرراً با توصیههایشان یادآور میشوند.
بعضيها مدل برجام را مدلي ميدانند كه ميتوانيم با آن همه مشكلاتمان را با دنيا حل كنيم، در صورتی که هنوز هیچ نتیجهای از این مدل و ماحصل آن که همان برجام است دیده نشده.
رهبري، با نامهای که در خصوص برجام به رئیسجمهور فرستادند، در اصل مانيفست رابطه با استكبار را به اين بهانه يادآوري كردند.

به نظر شما، رهبری چه خطراتی را در این دوران میبینند که موضوع «نفوذ» را مطرح کردند و مرتباً خطر آن را گوشزد میکنند؟ راهکار دشمن برای انجام این پروژه چیست؟
استحاله و نفوذ، دو روي يك سكه هستند؛ نفوذ به کارگزاران یک جامعه و پیش بردن اهداف از طریق آنها، پروژهای است که کمترین هزینه را برای عوامل آن در پی خواهد داشت.
در حوزه نفوذ، گاهی اوقات است که شخص خودش میداند که حلقه واسط است برای نفوذ و آگاهانه همکاری میکند، اما برخی مواقع بیاطلاع است و تحت تأثیر تبلیغات دشمن، به مرور استحاله میشود. دشمن، نخست تردید و تشکیک ایجاد میکند و به مرور سعی در ایجاد ریزش از بدنه نظام دارد.
برنامه دشمن برای خواص جامعه است؛ روی نخبهها کار میکنند چون آنها زمینه مستعدی دارند و وقتی توانست فکر آنها را تغییر دهد، خود به خود تأثیرش را روی متن جامعه و مردم خواهد گذاشت.
راهکار ما و خصوصاً مراتب عالی نظام در خصوص مبارزه با پروژه نفوذ چیست؟ چه راهبردهایی برای مقابله پیشبینی شده؟
رهبری دوماه پیش در جلسه شورایعالی فضای مجازی دستوراتی دادند که بسیاری از آنها هم در همین راستا بود. اما متأسفانه کار نظام در این شورا زمین مانده است.
ایشان در آن جلسه پس از بیان اهمیت این موضوع فرمودند که اگر رئیسجمهور نمیتوانند در جلسه حاضر شوند، یکی از وزرا را مسئول برگزاری کنند و حتماً هفتهای یک بار این جلسه تشکیل شود.
درست در مقطعی که پروژه نفوذ با حجم بسیار سنگین و هجمه گسترده توسط دشمن در حال اجراست، ما خستهایم و هیچ کاری نمیکنیم. الان بیش از پنجاه مصوبه در این شورا معطل و بلاتکلیف مانده است.
مقطعی که اکنون ما در آن قرار داریم، بسیار حیاتی و حساس است از لحاظ نزدیکی به انتخابات مجلس؛ دشمن میخواهد بهرهبرداریاش را از این انتخابات از طریق فضای مجازی انجام دهد.

چه شیوهای را برای بهتر عمل کردن جبهه مؤمن و جوانان انقلابی در عرصه فضای مجازی مناسب و دارای نتیجه بهتر میدانید؟
پرواپاگاند کردن و برجستهسازی اصولاً برای تبلیغ چیز بدی نیست و ما در دین هم همین اصل را تحت عنوان «شعائر» داریم، اما چیزی که تأثیر بیشتری دارد، «اقناع» است. ما همیشه در اقناع کم کار کردهایم.
البته کسی که خود را به خواب زده باشد هرگز بیدار نمیشود؛ این افراد مأموریت دارند که حرفی را بزنند و بهرهای را که خود میخواهند از آن ببرند. اما جماعت عظیمی که سؤال دارند و میخواهند از حقیقت بهره ببرند نیاز به اقناع دارند.
مهمترین اصل و اساس در اقناع، داشتن صبوری و گذشت است. وقتی شما مطلبی را در فضای مجازی کار میکنید و فردی برای آن کامنت میگذارد، اگر نیاز بود که به آن پاسخ داده شود، بهتر است که این پاسخ از طرف گروههای فکریای که تخصص دارند و کار کردهاند باشد.
ارزیابی شما از تلاشی که برخی گروهها برای گشودن پای رستورانهای زنجیرهای غربی به کشور میکنند چیست؟
درباره فروشگاههاي زنجيرهاي خيلي تبليغات ميشود. براي فروپاشي شوروي دو عامل توانست ماركسيسم را زير سيطره خود بياورد؛ موسيقي پاپ و مكدونالد! آمدن مکدونالد و ذوقزدگی برای آن، به خاطر کیفیتش نیست، قطعاً برای مسائل و مقاصد سیاسی است.
اين نكته که رهبري فرمودند با این مظاهر برخورد شود، براي اين است كه بايد جلوي هجمه به مباني گرفته شود.
در این راستا، هم توليد محتوا مهم است و هم نحوه انتشار آن. مثل كار نظامي كه هم بايد سلاح مناسب و موشك توليد شود و هم لانچر خوب. فضاي مجازي هم مثل اين است. هم قالب و هم محتوا بايد هردوتا باشد.